اقا مهدیار مامان اقا مهدیار مامان ، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 22 روز سن داره

کوچولوی مامان دوست دارم

عمه جون و دعا

شبت بخیر عشق مامان چند لحظه پیش با عمه وجیهه صحبت کردم گفتم برا مون دعا کنه ،اخه عمه جونت رفته کربلا خیلی خوشحال بود . خدا کنه حاجتشو از اونجابگیره و ی نی نی  تا سال دیگه تو بغلش باشه . ابنبات مامان ازت ی خواهشی دارم میخوام : به فرشته ها بگی برا عمه جونت و همه مامانای چشم انتطار دعا کنن تا شما نی نی های ناز زود بیاین پیششون. اخه شما ها پاک هستین و بهشتی خدا خولسته های بهشتی ها رو زود براورده میکنه .(مخصوصا نی نی ها) ...
3 آذر 1392

نگرانی

سلام عزیز دلم خوبی مامانی؟در چ حالی؟دل مامان برات ی ذره شده . دیگه فردا میخوام برم ازمایشگاه ,خسته شدم  انقدر انتظار کشیدم و نگران بودم . البته بی بی چک استفاده کردم خط دوم کمرنگ بود .نمیدونم  تو دل مامان اومدی یا نه همین اذیتم داره  میکنه . نگراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااانم میترسم ,میترسم برم و جواب منفی باشه اونوقت خیلی ناراحت میشم . ابنباتم برا م دعا کن . امیدوارم اومده باشی تو دلم . اخه پس فردا تولد بابا مهدیته دوست دارم امسال بهترین کادو  رو بهش بدم: « بابا شدنش » ...
1 آبان 1392

ی حس خوب

کوچولوی دوسداشتنی من نمیدونم چرا چند روزیه حس خاصی پیدا کردم .ی حس خوب .......... تا خیالم راحت نشه اروم و قرارنمیگیرم.دلم شور میزنه.نگرانم یعنی چی میشه؟ یعنی اومدی تو دلم ؟ یعنی  خدا شما رو تو دل مامان گذاشته ؟ برای مامان دعا کن .از خدا بخواه ک زیاد مامان و چشم براه شما نگذاره اخه اصلا طاقت ندارم دلم  میخواد زود زود بیای پیشم. دوستدارم عزیز دلم    منتظرتم ...
28 مهر 1392

سلام ابنبات مامان

ابنباتم سلام خیلی خوشحالم که تونستم تو نی نی وبلاگ عضو شم.اخه دیگه میتونم حرفامو خاطراتمو با بابایی برات بنویسم و ثبت کنم تا وقتی ک به دنیا اومدی و ب سن ٧سالگی رسیدی و سواددار شدی اونارو بخونی . نمیدونم کی میای ؟ نمیدونم خدا کی شمارو تو دل مامانی میگذاره؟ اما امیدوارم زود زود زود این اتفاق خوب بیفته و دل مامان و بابا رو شاد کنی.(انشاالله) راستی عزیزم   عید قربان مبارک                      ...
20 مهر 1392
1